Saturday, October 18, 2008

from tehran with love

در کل که نگاه میکنی، هم چیز مثل قبل است
عده‌ای از مردم همچنان به دنبال «چسی» آمدن با سر و لباس و ماشین و موبایلند وعده‌ای هم قوت روزشان را در زباله‌های دیگران می‌جورند، شهر ترگل‌ورگل است و خیابانها تا خرخره پر از ماشینهای رنگارنگ. هوا «ملس»است و غرقه در دود. مردم از من بد‌اخلاق ترند و دائم از زمین و زمان می‌نالند. دخل به ریال است و خرج به دلار و شاهانه. همچنان همه جا حرف از سیاست است. دیشب آقای دکتری که اندکی سرش گرم شده بود می‌گفت:‌» ما ایرانی‌ها از دو هزار و پانصد سال پیش سقوطمان شروع شده!‌همین جور داریم به پایین سقوط می‌کنیم !‌الان نقطه اوج سقوطمان است!»ا
و من نفهمیدم«نقطه اوج سقوط» دقیقا کجا می‌شود!

پ.ن: پستی از وسط تهران، ساعت ۳:۳۰ صبح، از روی تخت، با اینترنت دزدی «وایرلس»! به قول معروف خدا«لینک سیس» رسونه! اas

3 comments:

میرزا said...

پس آنجا هم دزدی دزدی. خدا روزی دزد را همیشه میرساند پس.

ناصر غیاثی said...

با این وجود خوش (تر) بگذرد آقا

maryamgoli said...

pas roo berahi :)