Sunday, December 28, 2008

سفرنامه نویس لج‌باز و نگاهی سرسری و تکامل موآبانه به کافه‌

اولین بار نیست که به خود قول می‌دهم ادامه چیزی را بنویسم و عقب می‌اندازمش به نمی‌دانم کی نامعلوم. این ناخودآگاه کرمکی لجباز هربار که فراموش می‌کنم عادتهایش را، سقلمه‌ای می‌زند وچشمککی از روی بدجنسی که اوهوی!! حتی اگر از روی تجربه یک((یحتملی)) هم بچپانم ته جمله که بهانه‌ای باشدم به روز حساب کفایتش نمی‌کند!! این همه روضه بدان جهت بود که قسمت دوم را برای ناخودآگاهم ((کان لم یکن ))اعلام کنم شاید که فرجی شود. خارج از بحث جبر و اختیار، پنداری ناخودآگاه خود می‌برد و می‌دوزد و ما سناریو های از پیش نوشته توسط خودمان را اجرا می‌کنیم.
این روزها استرس کار زیاد و نزدیکی انقضا مهلت ها و فرار از دفتر تنگ و تاریک در دانشگاه باز کافه نشینم کرده. تجربه‌های کافه‌نشینی امریکای شمالی بسیار متفاوت است با اروپا و صد البته با ایران امروز.ا

کافه های ((انتلکتوآل)) فرانسه جایی بود برای قاندوو، لم دادن و شانسون گوش کردن، کتاب خواندن، نوشتن و سیگار دسته اول یا دوم کشیدن. فی الواقع رسمی بود برآمده از نسل سارتر و آل عبا!عمدتا محل تمدد اعصاب بود.فنجان کوچک قهوه اسپرسویی غلیظ بر میزی کوچک. ارضا پنهان غریزه ((چوسینوس انتلکتوآلینوس))

کافه‌های ایران هم که سالن های مدند و صرفا جایی برای چسی آمدن و کاپوچینو و مگنومی به نام سانشاین گلاسه -حاوی هر آنچه در آشپزخانه است- نوشیدن (یا خوردن) و مخ‌زدن! به شوکا لاف دریداست و به کاپوچینو دماغ سربالا.

کافی شاپ در هلند که تفاوت بنیادی دارد با هر چیز مشابه آن در هر کجای دنیا. موسیقی ((رگه)) باب مارلی و محیطی پر دود و حرفهای صد من یه غاز فیلسوف‌ موآبانه زدن از نا‌هشیاری یا فرا هشیاری که ((مثلا روح)) فلاسفه بدبخت را به قبر، رود، دریا و یا هر جهنم دره دیگری که ولشان کرده‌اند به لرزه می‌آورد. کافه هایش مثل فرانسه‌است کمی بی روح ترو سردتر، تنوع حرفهااز هوا و بارانست تا قیمت اجناس .

ولی اینجا کافه ها زنده‌تراند.مشتری هایشان را اغلب دانشجویانی تشکیل می‌دهند که ((مسترس)) مشغول آماده کردن امتحانی، پایان‌نامه‌ یا ارائه‌ای هستند.قهوه‌ای معمولی در اندازه‌ای امریکایی و لیوانی کاغذی می‌گیرند و یکی بر سر خودشان می‌زنند، یکی بر سر درسها و یکی بر زنگ مسنجرهای رنگارنگشان. اغلب نه سارتر می‌شناسند نه جویس. غریزه مذکور هم استحاله پیدا کرده و به نسبت زندگی امریکایی ساده شده و بخش زائد ثانویه‌اش کاملا حذف.ا

3 comments:

gavazn said...

besyar lezzat bordim az moghayese be haghe shoma !! dast marizaad!

تینا said...

عالی می نویسید، بسیار عالی
پس از مدتها بلاگی خواندم که از اول تا آخر پست هایش برایم جذابیت داشت
شاد باشید

gavazn said...

va man hey har dafe ba omid miam inja va hey mikhore to zogham ! neminevisid ostad !