Thursday, March 26, 2009

همین؟

معمولا یکی از وقتهای دوست داشتنی بعد از یک گالری، نمایشگاه یا چنین چیزهایی! زمانیست که خسته و کوفته به دفترچه یادگاری نظرات دوستان نگاه می‌کنی و نوشته‌های پرلطف، تعریف‌ها و تمجیدها کیفت را بیشتر کوک می‌کند و ادامه ملایمیست از ارضا هیستری ایگوی سرکش و قلقلکی دوست داشتنی...ا

سیمون بعد از رونمایی کتابی که همه سالهای جوانی را صرفش کرده بود ، خسته ولی راضی ومغرور از به ثمر رسیدن محصول تلاشهایش داشت دفتر نظرات رو ورق می‌زد،که دست خط آشنایی نظرش را جلب می‌کند.ا

-واسه همین رفتی؟ ...فقط همین؟


و این همین یک همین ساده نبود، پتکی بود بر دیروز و امروز و فردا

0 comments: